العلامة المجلسي

639

حياة القلوب ( فارسي )

فرمود : پس ما را خبر ده به آن . گفت : خبر نمىدهم مگر آنكه چهار چيز به من بدهى : پاهاى مرا روان گردانى ، جوانى مرا به من برگردانى ، ديدهء مرا بينا گردانى ، ومرا با خود در بهشت جا دهى - به روايت ديگر مرا در درجهء خود در بهشت جا دهى « 1 » - . پس سؤالهاى أو بر آن حضرت دشوار آمد ، حق تعالى به أو وحى فرمود : اى موسى ! عطا كن به أو آنچه سؤال كرد ، آنچه مىدهى من عطا مىكنم . پس حضرت دعا كرد وحاجات أو روا شد ، موسى عليه السّلام را بر موضع قبر يوسف عليه السّلام در كنار نيل دلالت كرد ، وجسد مبارك آن حضرت در صندوق مرمرى بود ، چون بيرون آورد ماه طالع شد ، پس برداشت جسد يوسف عليه السّلام را وبه شام برد در آنجا دفن كرد ، به اين سبب أهل كتاب مرده‌هاى خود را به شام نقل مىكنند « 2 » . به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون آن زن را موسى عليه السّلام طلبيد گفت : مرا دلالت كن بر قبر يوسف واز براي توست بهشت . أو گفت : نه واللّه ! نمىگويم تا مرا حاكم گردانى كه هرچه بگويم به من بدهى . موسى عليه السّلام گفت : بهشت از براي توست . گفت : نه واللّه نمىگويم تا مرا حاكم گردانى . پس خدا وحى نمود به موسى كه : چرا بر تو عظيم است كه أو را حاكم گردانى ؟ پس موسى عليه السّلام به آن زن گفت كه : از براي توست آنچه حكم مىكنى . گفت : حكم مىكنم كه با تو باشم در بهشت در درجه‌اى كه تو در آن درجه خواهى بود « 3 » . در حديث ديگر منقول است كه : از جملهء حيل فرعون براي دفع حضرت موسى وقوم أو آن بود كه تدبير كرد كه زهر در طعام ايشان داخل كند به اين حيله‌ها ايشان را هلاك

--> ( 1 ) . قرب الإسناد 375 . ( 2 ) . علل الشرايع 296 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 259 ؛ خصال 205 . ( 3 ) . قرب الإسناد 59 ؛ كافى 8 / 155 ، ودر آن روايت از امام محمد باقر عليه السّلام است .